مسئلهی کاشت حلزون و هویت در جامعه ناشنوایان استرالیا
جسیکا کازگراو¹، مدرس ۳۷ ساله Auslan از پرث² که به سندرم آشر³ مبتلاست، در سن سه سالگی کاشت حلزون دریافت کرد اما چند سال بعد استفاده از آن را کنار گذاشت و ناشنوایی را بهعنوان یک راه متفاوت برای دیدن جهان پذیرفت نه یک تراژدی.
کازگراو میگوید هنگام فعال شدن دستگاه در چهار سالگی دچار سردرگمی و درد شد و با صدای بلند به مادرش میگفت گوشش درد میکند. در هفت سالگی، پس از تجربهای خستهکننده که طی آن به جای استفاده از کاشت حلزون از والدینش خواست نامهای درباره آمبولانس امضا کنند، دستگاه را کنار گذاشت و خود را در جمع ناشنوایان غرق کرد و از طریق Auslan با جامعه ارتباط گرفت. او به والدین تاکید میکند که باید با الگوهای ناشنوا مشورت کنند و تجربه زیسته را بر توصیه صرف پزشکی ترجیح دهند.
در مقابل، رایان مالوندا⁵، سی ساله از ملبورن⁶، در ۱۷ ماهگی و در سال ۱۹۹۷ بهعنوان بخشی از آزمایشی زودهنگام کاشت حلزون دریافت کرد — کمترین سن در ویکتوریا در آن زمان به دلیل اندازه جمجمه نوزادان. او که اکنون در National Disability Insurance Agency⁷ در زمینه دسترسیپذیری کار میکند، هیچ پشیمانی ندارد و موفقیت در اکتساب زبان را مرهون کاشت زودهنگام میداند، خصوصاً با توجه به حمایت محدود از زبان اشاره و دسترسی مادرش به جامعه ناشنوایان.
کاشت حلزون دستگاهی است که بخشهای آسیبدیده گوش را دور میزند؛ پردازشگر خارجی صدا را به پالسهای الکتریکی تبدیل و از طریق الکترودها به حلزون ارسال میکند. حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار بزرگسال و ۱۴۰۰ کودک در استرالیا دچار ناشنوایی عمیقاند که از این میان نزدیک به ۲۰۰۰ بزرگسال و ۵۷۰ کودک واجد شرایط دریافت این فناوری هستند. جراحی معمولاً در یک روز انجام میشود.
دبرا سوآن⁸، رئیس Deaf Australia، انتخاب والدین را میان دسترسی به دنیای شنوا و حفظ آیندهٔ خودمختاری، هویت و آزادی زبانی فرزندشان میداند. منتقدان هشدار میدهند کاشت حلزون، که نیازمند سالها درمان گفتاری است، ارزشهای والدین شنوا را بر تعلق ممکن فرهنگی ناشنوایان اولویت میدهد، بهویژه که زمانی آموزش Auslan در مدارس ممنوع بود.
پزشک عمومی تاسمانی، تیم جونز⁹، کاشت حلزون را مؤثرترین مداخله برای ناشنوایی عمیق میداند اما بر لزوم بحث در مورد زبان اشاره برای رضایت آگاهانه تأکید میکند و معتقد است هیچ تعارضی بین کاشت حلزون، آموزش و Auslan وجود ندارد. اودیوولوژیست الیزا بربیچ¹⁰ با ۱۶ سال تجربه، دسترسی زودهنگام به صدا را در پیشگیری از تاخیرهای گفتار، زبان، مهارتهای اجتماعی و عاطفی ضروری میداند اما حلهای خانوادگی را از جمله زبان اشاره توصیه میکند.
دادههای Australian Institute of Health and Welfare¹¹ نشان میدهد که با افزایش آگاهی، افراد بیشتری واجد شرایط میشوند. داستانهایی مانند شارلوت ریوت¹² سه ساله که "هدیه صدا" را از طریق کاشت حلزون دریافت کرد، خواستار حمایت جامعه هستند. نوآوریهایی مانند الگوریتم جدید کاهش زمان تنظیم، عملکرد کاشت حلزون را بهبود میدهند. مدافعان زبان اشاره را بهعنوان حق بنیادین بشر مطرح میکنند، همانطور که مادرانی در نهایت با دور زدن پزشکان بیتوجه، موفق به یادگیری مؤثر زبان اشاره شدند.
این بحث بازتابی از تنشهای جهانی مشابه در ایالات متحده است که درباره ASL¹³ و کاشت حلزون مطرح میشود و پیامدهای مختلفی برای هویت، آموزش و ادغام اجتماعی دارد. در حالی که ASL مزایای شناختی ارائه میدهد، کاشت حلزون به ورود به جریان اصلی کمک میکند؛ اما بدون دسترسی زودهنگام به زبان اشاره، کودکان در معرض تاخیرهای گفتاری و هویتهای ترکیبی قرار میگیرند. روایتهایی مانند ترس ویکتوریا منینگ¹⁴ از از دست دادن هویت ناشنوا پس از کاشت حلزون، نگرانیهای فرهنگی در استرالیا را منعکس میکنند.
Source: abc.net.au, studocu.com, storycollider.org, asjp.cerist.dz, jamanetwork.com